۱۳۹۶ تیر ۲۹, پنجشنبه

نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ ،1، 2،3،4،5

نمونه تراکت های که توسط رفقا در تبریز توزیع و به دیوار ها الصاق شدند و از همه دعوت کرده اند در روز 22 شهریور از ساعت 6 عصر تا 10 شب به نشانه اعتراض به وضعیت موجود و کشته شدن رفیق شاهرخ به دست ماموران جمهوری اسلامی در خیابانهای نامبرده حضور داشته باشند.



نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ 1


نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ 2


نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ 3



نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ 5




۱۳۹۶ تیر ۲۰, سه‌شنبه

فایل صوتی از شاهرخ زمانی مربوط به سال 1392

فایل صوتی از رفیق شاهرخ زمانی ضبظ  شده در سال 1392 این فایل رهنمودهای از طرف شاهرخ برای رفقای مبارز دارد و همچنین نشانه های از نظرات شاهرخ در رابطه  با جمع قدم اول را دارد . در همین حال افشاگری های از کارها و اعمال ماموران جمهوری اسلامی دارد.


برای شنیدن فایل روی لینک زیر کلیک کنید



۱۳۹۶ تیر ۱۸, یکشنبه

نشریه شمارذه 12 جمع قدم اول خرداد ماه 1396

دیدار جمعی ازاعضای کمیته پیگیری ایجادتشکل های کارگری با محمد جراحی در تبریز

دیدار جمعی ازاعضای کمیته پیگیری ایجادتشکل های کارگری با محمد جراحی در تبریز


محمد جراحی را تنها نگذاریم.





   روز جمعه جمعی از اعضای کمیته پیگیری با محمد جراحی عضو کمیته پیگیری و از چهره های شناخته شده جنبش کارگری و هم پرونده وهمرزم شاهرخ زمانی عزیز درتبریز با او دیدار کردند .
اقای محمدجراحی به اتهام فعالیت های صنفی  کارگری مدت پنج سال را بدون هیچ گونه مرخصی واعزام به بیمارستان برای پیگیری وضعیت پزشکی اش  در زندان تبریز بدون رعایت قوانین تفکیک جرایم از سوی دستگاه قضایی بابیماری وخیم سپری کردند او تمام مدت پنج سال حبس خود را با زندانیان شرور وخطرناک زندانیان مواد مخدری در فضای کاملا غیر بهداشتی  سپری کرد اما دم بر نیاورد وهرگز اعتراضی نکرداو به دفعات از سوی عاملین زندانبانان مورد تهدید قرار گرفت وطی این چند سال حبس شرایط بسیار سخت ودشواری را در زندان سپری کرد  روز جمعه اعضای کمیته پیگیری. به دیدار این انسان شریف ومقاوم ومبارز  رفتند وتلاشها ومقاومتها و مبارزه این چهره محبوب وخوشنام کارگری را ستودندواز نزدیک در جریان مداوای پزشکی وی قرار گرفته و  تاکید کردند که در هر شرایطی با تمام توان در کنار وی وخانواده اش خواهند بود.
اورا در دایره وحلقه حمایتهای خود قرار خواهند داد  وزحمات وتلاش هایش را همواره پاس خواهند داشت.
 محمد جراحی کارگرصافکارکه به علت
نبودزمینه کاری خود مجبور شده بود به
عنوان راننده در یک شرکت خصوصی ودر شرایط گرم وطاقت فرسا ودر بیابان وآنهم در شرایط غیر بهداشتی وبا حداقل حقوق به کار بپردازد که این امر
به تشدیدبیماری هایی که در زندان تبریز به انها دچار شده بود انجامیده است.
و در حال حاضر از ناراحتی های عفونی وسرطان کبد رنج می برد ونیاز مبرم به رسیدگی پزشکی دارد.
 شایسته است  اقای جراحی  در یکی از بهترین بیمارستانهای کشور بستری وتحت مداوا قرار گیرد اما خانواده این فعال کارگری حتی توان بستری شدن وی را دریک‌بیمارستان دولتی را هم ندارند محمد جراحی لایق وشایسته بهترین وبیشترین حمایت های شما انسان دوستان وهمه شما کارگران وهمه کسانی راکه قلبشان برای  ازادی وانسانیت ورفاه جامعه وطبقه کارگر می تپد، را داشته باشد
نگذاریم محمد جراحی که برای احقاق حقوق کارگران پنج سال را در بدترین شرایط  در حبس وزندان وانفرادی سپری کرد ،بیش از این رنج ودردی اورا احاطه کند او به حضورموءثر ما در کنار خود وخانواده اش و  به حمایت  وسیع ترین اقشار زحمتکشان جامعه ما نیاز دارد.
لازم به ذکر است اعضای کمیته پیگیری پس از دیدار با اقای جراحی بر سر مزار زنده یاد شاهرخ زمانی گرامی حاضر شده ویاد وخاطره  فعال کارگری شاهرخ زمانی عزیز را گرامی داشتند.
شماره ی حساب آقای محمد جراحی:
بانک سپه-به نام محمد جراحی:
5892 1011 7033 5612
کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری در ایران
شنبه هفدهم تیر ماه96

۱۳۹۶ تیر ۱۲, دوشنبه

جلسه هفتم پالتالکی جمع قدم اول

جلسه هفتم پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ 16 جولایی 2017 مطابق با 25 تیر 1396 برگزار خواهد شد.


محمد جراحی مبارز راه عدالت اقتصادی و اجتماعی در بیمارستان بستری شد.





محمد جراحی، فعال کارگری از رفقا همرزم شاهرخ زمانی و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری  امروز دوباره  در بحش گوارش بیمارستان امام رضا تبریز بستری شد. طبق برنامه تیم  پزشکی روز چهارشنبه نمونه برداری از تومور سرطانی به دستور دکتر اصفهانی توسط دکتر بافنده انجام خواهد شد.
کارگران ، فعالین و مردم مبارز، امروز محمد جراحی مبارز راه آزادی و عدالت اجتماعی ، عدالت اقتصادی، مبارز راه رهایی زحمتکشان و مردم ستمدیده  از یوغ سرمایه داری و حکومت جمهوری اسلامی سرمایه داری، در بستر بیماری قرار دارد بیماری های که توسط جمهوری ضد انسانی در زندانهای اسلامی بر او تحمیل شده است ، امروز وظیفه همه ماست که از محمد جراحی  به هر طریق ممکن دفاع و حمایت کنیم ، هر دوست و آشنایی و هر رفیق که می تواند به ملاقات محمد برود تا از این طریق همبستگی طبقاتی خود را بیشتر کنیم و در همین حال قوت قبلی باشیم برای رفیق محمد جراحی که مانند کوهی ستبر در مقابل جمهوری اسلامی ایستاد و اکنون با روحیه قوی و محکم در مقابل بیماری های که توسط جمهوری اسلامی به او تحمیل شده است مقاومت و مبارزه می کند.







زنده باد محمد جراحی رفیق و همرزم شاهرخ زمانی


گسترده تر باد همبستگی طبقاتی کارگران
سر نگون باد حکومت ضد انسانی جمهوری اسلامی
بر قرا باد حکومت شورایی کارگری

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

12/4/1396

۱۳۹۶ تیر ۱۱, یکشنبه

مسئولیت بیماری محمد جراحی به عهده جمهوری اسلامی است.





ما اعلام می داریم سیاست ضد انسانی و ضد کارگری جمهوری اسلامی طی 4 دهه گذشته این گونه بوده است که فعالین کارگری و اجتماعی را در زندانها بکشد و یا به بیماری های گرفتار کند در صورت زنده آزاد شدن دیگر نتوانند فعالیت کنند. جمهوری فاشیستی اسلامی همین سیاست را در مورد محمد جراحی از رفقا مبارز شاهرخ زمانی نیز طی پنج سال زندا ن بکار برده است که اکنون محمد جراحی این کارگر فعال و مبارز عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری گرفتار بیماری های مختلف در زندان شده است ، محمد در حال مداوای بیماری های است ، که از دوره زندان با او همراه شده اند و نیاز مبرم به انواع حمایت و کمک های مردم انقلابی و مبارز و فعالین دارد.
همه کارگران ، معلمان و زنان و مردان و فعالین کارگری و انقلابی می دانند جمهوری اسلامی بخصوص سازمان زندانها و قوه قضاییه و ماموران امنیتی چگونه و با چه روش های باعث بیماری محمود صالحی ، رضا شهابی ، بهنام ابراهیم زاده ، سعید شیر زاد ، و دهها زندانی دیگر شده اند ، اکنون محمد جراحی در این وضعیت گرفتار شده است و هم اکنون صد ها زندانی دیگر در زندانها با نقشه های ضد انسانی نهاد ها نام برده و ماموران  دارند گرفتار انواع بیماری ها می شوند.
ما ضمن محکوم کردن سران و ماموران جمهوری اسلامی و ترفند های ضد انسانی بیمار سازی زندانها اعلام می داریم تمامی مسئولیت بیماری محمد جراحی و بقیه کارگران و فعالین به عهده سران جمهوری اسلامی است که باید این جنایت کاران را به پای میز محاکمه کشید به امید چنان روزی از کارگران و فعالین و همه مردم می خواهیم هشیار باشیم و برای دفاع از زندانیان هر کاری می توانیم انجام بدهیم ، زندانیان فرزندان این مردم مبارز و پیشروان مبارزه با جمهوری فاشیستی اسلامی هستند . که همه ای ما وظیفه دفاع و حمایت همه جانبه از این فرزندان مبارز را به عهده داریم.

گسترده تر باد همبستگی طبقاتی کارگران
سر نگون باد حکومت ضد انسانی جمهوری اسلامی
بر قرا باد حکومت شورایی کارگری

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

11/4/1396

دیدار فعالین از محمد جراحی و اسماعیل عبدی





گزارشي از وضعيت كودكان در كانون اصلاح و تربيت:


یکی از   فجیع ترین تجاوزات به حقوق بشر٬ شکنجه است که در نتیجه ان
حثیت وکرامت قربانیان سلب می شود وبه توانایی انان در ادامه ی حیات وفعالیت های عادی شان اسیب می زند (ماده ۲٬بند۵۵)
شنيدن خبر  وضعیت این کودکان زیر هیجده سال در کانون اصلاح وتربیت زابل  که به خاطر دزدی های بی ارزش به زندان افتاده اند در باورتان سخت بگنجد  . باید گفت این واقعیتی است که امروزه دهها کودک زیر هجده  سال با ان وضعیت نابهنجار در کانون اصلاح وتربیت زابل ودیگر مراکز با ان دست وپنجه نرم میکنند ما هرروز تعدادی از این کودکان زیر هجده سال که ناخواسته واز روی اجبار و فقر اجتماعي  مرتکب دزدی وحتی قتل شده اند معرفی میکنیم .لازم به ذکر است که مددکار این کودکان شخصی است  به نام "محمد نظام دوست" که به شدت از نحوه برخورد وبی توجهی این شخص ورفتارهای وحشیانه اش ، کودکان مظلوم گله مند هستند .
 در نوشته قبلی از وضعیت سه کودک٬ مرتضی سیاسر واحسان کریم کشته ٬ونورعلی اکچهزی کودکانی که در زمان بازداشت تا انتقال به کلانتری وکانون اصلاح وتربیت زابل به شدت مورد ضرب وشتم وحشیانه قرار گرفته اند نوشتیم .امروز از دو کودک دیگر بهمن یزدی وامید اشتراک برای دوستداران کودک خواهیم نوشت.

بهمن یزدی ۱۶ساله
شش عدد تخم مرخ دزدیده
هفت ماه است داخل زندان است
باوجود اینکه اعلام رضایت شاکی هم شده
ولی دادگاه در یک محاکمه صوری نه ماه حبس بهش دادند با وجود اینکه  اعمال ماده ۴۲شامل حالش می باشد اما این کودک همچنان در کانون اصلاح تربیت در حبس بسر می برد .
امید اشتراک ۱۸ساله ٬
سرقت از سمساری ٬
بیش از یازده ماه است که درزندان زابل کانون اصلاح وتربیت در حبس می باشد ٬
با وجود اعلام رضایت ولی همچنان دادگاه از ازادی وی خودداری میکند .
این کودکان در زمان دستگیری تا انتقال به کلانتری وکانون اصلاح وتربیت مورد ضرب وشتم وحشیانه قرار گرفته اند .

با تمام قدرت صدای نورعلی اکچهزی باشیم .
نگذاریم نورعلی دستان نان اور ش را از دست بدهد .
طی روزهای گذشته گزارشی از وضعیت کودک زندانی نورعلی اکچهزی  فرزند بختیار در کانون اصلاح وتربیت زندان زابل بر روی خروجی رسانه ها قرار گرفت . نورعلی کودکی است که به اتهام نکرده  بعد از شکنجه های فراوان از سوی ماموران کلانتری دوازده واقع در مسجد بلوچ ها دستگیر وبعد از اینکه بدترین ووحشیانه ترین برخوردهای وحشیانه را با او میکنند وسرودست وقفسه سینه وی اسیب میبیند به کلانتری واز انجا با همین وضعیت به کانون اصلاح وتربیت زابل انتقال می گردد نورعلی کارگر وتنها نان اور خانواده می باشد وپدرش را هم از دست داده است اونیاز مبرم به رسیدگی پزشکی دارد خبرهای دریافتی حاکی است که اگر به وضعیت پزشکی وی خصوصا اقدامی برای دستهای زخمی وتاول زده وی به زودی صورت نگیرد این کودک دست راست خود را از دست میدهد ونقض عضو می شود اگر مقامات زندان وقضایی این موضوع واین اجحاف بر این کودکان مظلوم را باور ندارند بروند از نزدیک نورعلی وکودکانی که همچون نورعلی در این شرایط نابهنجار وغیر انسانی در کانون اصلاح وتربیت بسر میبرند تحقیق وخبر بگیرند وفیلم وعکس تهیه کنند در غیر اینصورت به دوستداران کودک وفعالان حقوق کودک وحقوق بشری اجازه بدهند تا از نزدیک از کانون ویا همان شکنجه گاه دیدن کنند تا بتوانند اقدامی عاجل وموثر برای نورعلی وهمراهانش انجام بدهند ما از تمامی انسان دوستان سازمانها ونهادهای حقوق بشری وهمه کسانی که قلبشان برای  انسانیت می تپد درخواست داریم صدای نورعلی واین کودکان مظلوم در شکنجه گاه اصلاح وتربیت زابل باشند جان نورعلی در خطر است اگر به زودی کاری واقدام پزشکی صورت نگیرد او برای همیشه دست راست خود را از دست خواهد داد ‌.مسببان این وضعیت باید در برابر این اقدام وحشیانه شکنجه کردن این کودک که تنها نان اور خانواده اش بوده باید پاسخگو ومحاکمه بشوند .وجوابگوباشند .

بهنام ابراهیم زاده فعال حقوق کودکان
تهدید به اعدام سعید ملکی نوجوان متهم به قتل در کانون اصلاح وتربیت زابل
سعید ملکی ٫ نوجوان هفده ساله که به اتهام قتل دختر بيست ساله اي  سیزده ماه است كه  در کانون اصلاح وتربیت زابل در شرایط بسیار سختی بسر می برد .
  اين زنداني  قربانی توطئه  ودسیسه اشکار مسولان نها دهای امنیتی جمهوری اسلامی شده چون قاتلان اصلی که از اقوام ونزدیکان او هستند به او قول داده بودند که او اتهام را بپذيردوانها  ظرف سه ماه اورا از زندان ازاد خواهند کرد ولی اکنون بیش از یکسال است که بلاتکلیف در زندان وحبس بسر می برد سعید این روزها بسیار کم حوصله و تحملش پایین امده به دفعات تهدید کرده که هرچه زودتر موجبات ازادی اش را فراهم نکنند تمام حقایق را برملا میکند
اما حقایق چیست ؟
حقایق اینکه بعضی از مسولان اداره اگاهی زابل ومقامات قضایی در شهرستان زابل وبعضی از مسولان زندان زیر سوال می روندبه ویژه ریس دادگستری به نام نجفی که قاضی پرونده  نیز می باشد قاتلان اصلی که دستشان د راداره اگاهی ودادگستری قوی است به خاطر فرار از مجازات این نوجوان را  که کمتر از ۱۶سال سن داشته با تهدید وارعاب وادار کردند كه ارتکاب قتل را بپذیرد وبهش قول دادند که ظرف کمتر از سه ماه او را ازاد می کنند این جنایتاکاران کودک ستیز که دختری ۲۰ساله را ربوده ومورد تجاوز قرار داده وبه قتل رساندندوبه طرز غیر قانونی اور را دفن کرده اند حتی موفق شده اند پدر دختر مقتول به نام محمد بخاری را به اتهام واهی به زندان بیاندازند تا تحت فشار مسولین زندان مجبور یه اعلام رضایت نماید زیرا تنها پس از این مرحله است که دست مقامات قضایی باز می شودتا  بتوانند پرونده را بسته وانرا مختومه اعلام کنند ولی به خاطر مقاومت پدر مقتول نقش شوم انان شکست خورده واز سوی دیگر صبروتحمل وحوصله این نوجوان هم که  او را ترسانده اند که اگر حرفی بزند ودهن باز کتد بر علیه اش حکم اعدام صادر می شود  .
طبق گفته هم بندیان سعید هر شب از ترس طناب دار شبها کابوس وهذیان می گوید ودر خواب به صورت نامعلوم اسم افراد را بر ز بان می اورد به همین دلیل برای جلوگیری از بر ملا شدن قضیه عوامل رییس حفاظت اطلاعات زندان غلام رضا رضایی دست به کار شدند زیرا رییس حفاظت برای نجات پسر عمویش به نام صالح رضایی فرزند سلطان که به جرم قتل در زندان زابل بسر میبرد باید برای مقامات قضایی   خوش خدمتی کند تا بتواند پرونده پسر عموی خودش را كمك كند.
 عاملين ترس و تهديد اين نوجوان :
 يك- "عباس شهرکی"  که از مراقب های بند کانون می باشد وبچه های کانون مثل عزراییل از وی می ترسند .گفته می شود این فرد به طور مداوم این نوجوان قربانی سعید را تحت اذیت وازار وفشار قرار می دهد واو را می ترساند که سکوت کند
دو- فرمانده قرارگاه زندان است که برای این نوجوان قربانی ٬ملاقات های حضوری هفتکی با خانواده ودوستانش ترتیب می دهد واجازه داده هرانچکه لازم دارد برایش بیاورمد .
سه-  حفاطت اطلاعات به نام های مهدی کوچکی ٬محمد نظام دوست ٬ومهدی مباشر هستند که مدام پدر مقتول را برای اخذ رضایت اجباری تحت فشار قرار می دهند واو را به بدترین مکان زندان بند چهار محل بیماران اچ ای وی ( ايدز)وهپاتیت وانواع بیما ری های واگیردار وبین زندانیان شر‌وروقاتل  انتقال داده اند  زندانیانی که اعمال خشونت را هنر می دانندوتا انجا که بتوانند به دیگر زندانیان زور میگویند  وتا چه برسد زندانیانی که با چراخ سبز مسولان به اذیت وازار وشکنجه زندانیان می پردازند .لازم به ذکر است بند چهار ۲۵۰متر مربع فضا دارد وحدود چهارصد زندانی را بدون رعایت قانون تفکیک جرایم در خود جای داده است

گزارش از بهنام ابراهیم زاده فعال حقوق کودکان عضو جمعیت دفاع از کودکان  كار و خيابان

۱۳۹۶ تیر ۳, شنبه

گزارشی از وضعیت کارگران ایران

خرداد۱۳۹۶
با سلام های گرم

وضعیت کارگران در ایران از جوانب مختلف طی سالیان اخیر رو به قهقرا داشته و تبدیل به یک بحران جدی گردیده است. از نقطه نظر اقتصادی، دغدغه کارگران بیکاری چند میلیونی از یک سو و دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر از سوی دیگر است. بطوریکه بسیاری از نیازهای انسانی نظیر تغذیه سالم و مقوی، آموزش، بهداشت، مسافرت و... برای کارگران تبدیل به کالاهایی لوکس و دست نیافتنی شده است. در مورد نیازهای اساسی نظیر خوراک و پوشاک، خانواده های کارگری مجبورند محدودیت های زجر آور را تحمل کنند. دولت برای تعیین دستمزد کارگران حتی حاضر به رعایت قانون کار که تاکید دارد حداقل دستمزد باید نیازهای یک خانواده را برآورده کند نیست. تعرض به دستمزد کارگران به تعیین دستمزد چند برابر زیر خط فقر ختم نمی شود و دولت بطور مستمر با ارائه طرح و تصویب آئین نامه هایی نظیر طرح استاد شاگردی و آئین نامه کارورزی تلاش دارد به بهانه رونق اقصادی و ایجاد اشتغال قیمت نیروی کار را حتی به یک سوم حداقل دستمزد کنونی کاهش دهد، با وجود اینکه دستمزد کارگر بخش ناچیزی از قیمت تمام شده کالاها و خدمات را در برمی گیرد. تعرضات دولتی به معیشت کارگر همچنین از طریق اختیاری کردن بیمه نمودن کارگر توسط کارفرما و گنجاندن آن در طرح ها و آئین نامه های مذکور بطور مستمر پیگیری می شود.
سطح ایمنی و بهداشت کار بسیار پایین است و عدم رعایت ایمنی در کارگاه های صنعتی و ساختمانی کارگران را هر روزه به کام مرگ می برد. حوادثی نظیر آتش سوزی ساختمان پلاسکو و ریزش معدن زمستان یورت که منجر به کشته شدن چهل وسه تن از معدنچیان شد تنها نمونه هایی شناخته شده از حوادثی است که رخ داده است. این حوادث به دلیل وسعت آن مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد و توجه بسیاری را جلب می کند، اما حوادث کار به خصوص در بخش ساختمانی بسیار فراتر از این موارد هستند و روزانه تلفات جانی از کارگران این بخش می گیرد.
دستمزد های ناچیز کارگران ماه ها معوق می شود و مستند به اعتراضات توده ای کارگران کارگاه هایی وجود دارد که پرداخت دستمزد کارگرانش بیش از یک سال معوق شده است و زندگی فقیرانه کارگران را با تباهی مواجه ساخته است. روند معوق شده دستمزد کارگران نسبت به سال های گذشته متاسفانه رشد قابل توجه ای دارد.
در چنین شرایطی که دستمزد کارگران معوق می شود متاسفانه قراردادهای موقت حتی یک ماهه و قرادادهای سفید امضا بسیار رشد داشته است. علاوه بر این تعطیلی کارخانه ها و بیکار شدن کارگران سطح امنیت شغلی را نسبت به سال های گذشته بسیار کم کرده و تبدیل به موضوعات بغرنج برای کارگران شده است.
ریشه اصلی تحمیل فقر به کارگران، علاوه بر سیاستهای اقتصادی مدافع کارفرمایان و بازار آزاد نظیر خصوصی سازیها، ممانعت دولت از ایجاد سندیکا و تشکل های مستقل کارگری می باشد. و به همین دلیل راه سازمان دهی کارگران برای دفاع از حقوق شان مسدود شده است. با کارگرانیکه که سندیکا و تشکیلات مستقل خود را ایجاد کرده اند نظیر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، سندیکای نقاشان البرز و کانون صنفی معلمان برخوردهای خشن صورت گرفته و کارگران و معلمان پیشرو در سندیکاها زندانی شده و یا از کار اخراج شده اند. فعالین کمیته های کارگری نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. حتی با کارگرانیکه بنابر شرایط بغرنج بوجود آمده برایشان نظیر عدم پرداخت دستمزد چندین ماهه و یا از دست دادن شغل خود تجمعات اعتراضی برگزار می کنند برخورد های پلیسی و قضایی صورت می گیرد. کارگران معدن بافق و معدن چادر ملو و معدن آق دره نمونه هایی از قریانیان برخورد های خشن دولتی هستند. بطور مثال کارگران معدن آقا دره را با احکام قضایی شلاق زدند.
وضعیت معیشتی و حق و حقوق معلمان با شرایط بحرانی روبروه بوده است، از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: بیمه معلمان علیرغم دریافت هزینه های بالا، خدمات را به شکل مطلوبی ارائه نمی دهد و موارد تحت پوشش آن کامل نیست. تعدادی از معلمان فعال صنفی در شهرهای مختلف به ویژه تهران با اتهاماتی به دور از واقعیت، به انواع مجازات ها از زندان طولانی، تبعید از محل سکونت یا اشتغال، اخراج، انفصال از خدمت و... محکوم گردیده اند.  به دلیل کاستی های مختلفی که در نظام آموزشی وجود دارد، سطح کیفی آموزش ازدید معلمان دلسوز ومتخصصین بسیارپایین بوده ودانش آموزان اغلب پس ازدریافت دیپلم، از توانایی های لازم برای ورود به بازار کار برخوردار نیستند. بین آموزه های مدرسه و دانشگاه و همچنین زندگی روزمره هیچ همخوانی ورابطه ای وجودندارد. برغم تاکید اصل ۳۰ قانون اساسی مبنی بر رایگان بودن آموزش های عمومی، حتی مدارس دولتی ایران نیز دانش آموزان را باروش های گوناگون وادار به پرداخت پول می نمایند و تبدیل به مدارس آزاد شده اند. ش
هریه ی مدارس آزاد (غیردولتی) بسیاربالاست وعملا شکاف طبقاتی موجود در جامعه را به بخش آموزش منتقل نموده است. معلمان روزمزد با عنوان های گوناگون و دستمزدهای ناچیز به کار گرفته می شوند که همان دستمزد نیز با تأخیرهای فراوان به آنان پرداخت می شود؛ ضمن اینکه از هیچگونه پوشش بیمه، بازنشستگی و امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند. درایران بیش از ۱۳ عنوان مدرسه (آزاد، غیردولتی، هیات امنایی، نمونه ی دولتی، شاهد، نمونه مردمی و...) ایجاد شده که هرکدام‌ به نوعی سیستم آموزشی را تبدیل به بنگاه هایی برای جذب درآمد کرده اند. حقوق معلمان بسیار پایین تر از میانگین هزینه های یک خانواده متوسط در اغلب شهرهای ایران است؛ بطوریکه معلمان برای تامین هزینه های خانواده به ناچار به شغلهای متفرقه و برخی به دور از شأن معلمی روی آورده اند. آنان به این ترتیب فرصت به روز نمودن دانش خود را از دست می دهند. به استثنای تعدادی از مدارس خاص، اغلب مدارس مجهز به امکانات لازم برای فعالیت های آموزشی و پرورشی نیستند. درصد بالایی از مدارس در شهرها و به ویژه روستاهای دور افتاده ایمنی کافی برای حفاظت از جان دانش آموزان را ندارند. به آموزش مهارت های زندگی، هنر و ورزش توجه کافی صورت نمی گیرد. در برخی موارد از کمترین امکانات نیز در این زمینه ها برخوردار نیستند. برنامه تغذیه رایگان (شیر) به درستی اجرا نمی شود. معمولا به میزان لازم و پیش بینی شده تأمین اعتبار نمی شود. در پرداخت پاداش پایان خدمت معلمان از طرف دولت تاخیرهای طولانی، گاه تا چند سال دیده می شود. به سرنوشت معلمان بازنشسته در این مدت و پس از بازنشستگی بی توجهی وجود دارد.
کارگران نیشکر هفت تپه در چندین سال اخیر برای به دست آوردن مطالبات خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده اند.از جمله این خواسته ها دریافت حقوق معوقه و پرداخت مناسب دستمزدها، مزایا و اضافه کاری، روشن شدن وضعیت بازنشستگان و حق ایجاد تشکل مستقل کارگری بوده است. همچنین این کارگران علیه سیاستهای خصوصی سازی دولت در صنعت نیشکر که منجر به بدتر شدن وضعیت کارگران و همچنین حضور گسترده تر نیروهای امنیتی و انتظامی در محیط های کار شده است اعتراضات متعددی را از جمله در روزهای اخیر سازمان داده اند.
دولت تنها تشکلاتی دست ساز به نامهای "شورای اسلامی کار"، "انجمن صنفی" و "نماینده کارگر" را به رسمیت می شناسد. این نهادهای وابسته به دولت به هیچ عنوان تشکل های واقعی کارگری نیستند و همگی در پروسه غیر دموکراتیک غالبا بدون برگزاری مجمع عمومی تشکیل شده اند و وابستگی های شدید به قدرتها و جناحهای دولتی دارند و تنها خطوط ترسیم کرده دولت را رعایت می کنند. این تشکلات فرمایشی خود مانعی جدی برای تشکیل سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری و صنفی هستند. بطور مثال در سال 84 افرادی تاثیر گذار در شورای اسلامی کار و خانه کارگر که مدیریتی اثر گذار در این تشکلات رسمی دارند با هماهنگی پلیس به ساختمان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمله و اقدام به تخریب وسایل موجود در ساختمان کردند. آنان همچنین اعضای سندیکای واحد که در ساختمان حضور داشتند را مضروب و مجروح کردند. به طبع افرادی که در چنین بستری و با حمایت دولت بعنوان "نمایندگان کارگران" گزینش می گردند چه در مذاکرات با دولت و کارفرمایان وچه در اجلاسهای بین المللی نظیر سازمان جهانی کار نمایندگان واقعی کارگران ایران نبوده و آ‌نها را با چنین عنوانی نباید به رسمیت شناخت و اعتبار نامه برایشان صادر کرد.
با وجود تمامی محدودیتها و اعمال فشارهای فوق، اعتراضات کارگری در ایران رشد قابل توجهی به لحاظ کمی و کیفی داشته تا جاییکه بخشی از اعتراضات به سطح شهرها کشیده شده و یا با حضور خانواده ها همراه شده است. سال گذشته شاهد هزاران اعتراض کارگری در تمامی بخشهای صنعتی و خدماتی و دولتی بودیم. اما لازم به تاکید است، کلیه این اعتراضات بدون وجود تشکلات مستقل و به عقب راندن این محدودیتها موفق به تحمیل خواسته های گسترده کارگری و عبور از این وضعیت بحرانی نخواهد شد. ما تشکلات مستقل ذیل از همکاران گرامی در تشکلات کارگری بین المللی می خواهیم که حمایت خود را از کارگران و معلمان ایران هر چه گسترده تر ادامه دهند و در این تلاش و مبارزه یار و همراه ما باشند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

کانون صنفی معلمان تهران

سندیکای کارگران بیشکر هفت تپه

سندیکای کارگران نقاشان استان البرز


۱۳۹۶ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

جلسه ششم جمع قدم اول انقلابی که دنیا را تکان داد

جلسه ششم جمع قدم اول انقلابی که دنیا را تکان داد


فایل فوق مربوط به موضوع جلسه ششم است که عبارت بود از : ” انقلابی که دنیا را تکان داد ” این موضوع مربوط است به صدمین سالگرد پیروزی انقلات اکتبر که در جلسه تلاش شد از درسهای و تجربیان ان و متد و روش رفقای بلشویک و دلایل پیروزی و اثرات آن در جهان بگوییم ، جلسه در تاریخ ۱۱ جون ۲۰۱۷ روز یکشنبه ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت تورنتو برگزار شد و قرارشد حداقل یک جلسه دیگر در تاریخ ۱۶ جولای خواهد بود و البته ممکن است بنا به درخواست شرکت کنندگان جلسات بیشتری برای این موضوع برگزار کنیم بدین وسیله از همه رفقا دعوت می کنیم در جلسات بعدی نیز شرکت نمایند.
مشخصات اطاق در افیش موجو در این صفحه قرار دارد .
Room name : ghadameaval
Category : Asia and Pocific
Subcategory: Iran
زمان یکشنبه ۱۶ جولای ۲۰۱۷ ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت امریکای شمالی ساعت ۸ بعد از ظهر به وقت اروپا ی مرکزی و ساعت ده و نیم به وقت ایران

۱۳۹۶ خرداد ۲۲, دوشنبه

‍ فعال کارگری محمد جراحی و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری در بیمارستان بستری شد





محمد حراحي در بيمارستان امام رضاي تبريز بستري شد . او كه هم پرونده شاهرخ زماني بود و به مدت 6 سال دو ران محكوميت خود را در شهريور ماه 95 به پايان رساند ، از عوارض دو ران زندان در رنج بود و مدت يك ماه در منزل بستري بود تا اینكه به تشخيص پزشكان به بيمارستان منتقل شده تا مورد عمل جراحي كيسه صفرا و احتمالاكبد قرار گيرد .

بیانیه ی جمعی از موسسات و سازمانهای مردم نهاد درباره ی ۱۲ ژوئن روز جهانی مبارزه با کار کودک




امسال سازمان جهانی کار (ILO)، مبارزه با کار کودک در جنگ ها ، بحران ها و سوانح را، به عنوان محور موضوعات خود،به مناسبتِ روز ۱۲ ژوئن یعنی روز جهانی مقابله با کار کودک در نظر گرفته است.
گویی خاورمیانه در قلب این محور قرار دارد!
جنگ در سوریه، عراق، یمن و سایر کشورهای منطقه اوضاع را برای ساکنان و به ویژه کودکانِ این مناطق بحرانی کرده است. به تدریج دسترسی به غذا ، دارو و سرپناه به امکانی بعید در این مناطق تبدیل میگردد.
بحران آب، ریزگردها ،آتش‌سوزی جنگل‌ها آینده را به سرعت از دستهایمان می رباید و ما هر چه بیشتر با شتابِ فزاینده ی تضادها و ناتوانی در حل آنها مواجه می شویم.
 انسان همراه با محیط زیستش، میراثی تاریخی ست،اما این که چه میراثی برای کودکانِ خود بر جای خواهد گذاشت محور اساسی روزهایی چون ۱۲ ژوئن است.
کودکان بسیاری در جهان هر روز بر اثر سوانح ناشی ازکار ناقص شده و یا جان خود را از دست می‌دهند.بنا به آمارهای بین المللی ۲۱۵ میلیون کودک در سرتاسر جهان به کار مشغولند.
تاولها گواهی می دهند راهی که می رویم ،بیراهه است. این را خوب میدانیم، اما این را نیز می دانیم که راه دیگری ممکن است. راهی که به دست تک تک افراد جامعه ، که به صورتی هدفمند در نهادهای اجتماعی و مردمی متشکل شده اند ساخته خواهد شد.
 در ایران آمارهای رسمی از وجود ۱۶۷ هزار کودک بازمانده از تحصیل خبر می‌دهند.
 خط فقر مطلق ، میزانِ پایین دستمزدها و ناامنی شغلی کارگران، شرایط را برای ورود کودکان به بازار کار مساعد تر کرده است.
صرف نظر از اختلاف فاحش میان آمارهای رسمی و غیر رسمی، آمارهای رسمی حاکی از آن است در حال حاضر۲۰۰ هزار کودک زیر ۶ سال در کشور به دلیل فقر از سوء‌تغذیه رنج می‌برند.
همین امروز میبایست کودکی را به کودکان بازگردانیم، این دوره تکرار ناشدنی ست.
مبارزه با کار کودک - ونه حمایتهای اعانه ای از آنان - چکشی ست که درست بر سرِ میخِ پایان بهره کشی از کودکان کوبیده می شود.
 این روز، روزِ تمام فعالین لغو کار کودک در جهان است. آنهایی که می دانند لغو کار کودک با همکاری و مشارکت آنان و اتخاذِ خط مشی ای اصولی امکان پذیر است.
ایجاد چتر حمایتی توسط دولت‌ها از طریق تامین اجتماعی همگانی و  افزایش دستمزدهای خانواده‌های این کودکان بخشی از این خط مشی است.
از دیگر سو، اجباری و رایگان سازی آموزش، بهداشت و درمان برای همه ی کودکان، به ویژه کودکان کار و خیابان و در معرض آسیب می تواند در پیشبرد هدف لغو کار کودک موثر باشد.
همچنین در این مسیر استفاده از ظرفیت سازمان‌های مردم نهاد می‌تواند به عنوان چراغ راهی در اولویت برنامه‌های دولتی قرار گیرد. ایجاد فضایی امن برای فعالیت سازمان‌های مردم نهاد مطالبه ی این سازمانها از دولت است. تسهیلِ ثبت و فعالیتِ سازمانهای مردم نهاد و امتناع از تعطیل سازی سازمان‌های فعال در  این حوزه می‌باید در اولویت برنامه های دولت قرار گیرد.
به خوبی آگاهیم که برای رشد و توسعه‌، هیچ شاهراهی وجود ندارد و استیفای گام به گام حقوق انسانی کودکان در مرکز تمام فعالیت های اجتماعیِ فعالین حقوق کودک قرار دارد. در این مسیر اما با اتحاد میتوان  گام‌هایی محکم تر،بلندتر و موثرتر برداشت.
به امید روزی بدون کار کودکان در جهان
۱۲ ژوئن/۲۲ خرداد ۱۳۹۶
۱- موسسه حامیان حق کودکی بامداد - رشت
۲- مرکز حمایتی،آموزشی کودک و خانواده - ایلام
۳- مرکز حمایتی آموزشی فرامهر - مشهد
۴- مرکزحمایتی آموزشی سپیده دم -خرم آباد،لرستان
۵- موسسه آوای امید گیلان
۶- موسسه حمایتگران نونهال البرز
۷- موسسه سایبان مهربانی مهرآرا شهرکرد
۸- موسسه خیریه کودکان صالحین آذربایجان-ارومیه
۹- مرکز حمايتی آموزشی کودک و خانواده پرتو افروزان زنجان
۱۰- مرکز آموزشی حمایتی کودک و خانواده شمیم زندگی یاسوج
۱۱- جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان - تهران
۱۲ - مرکز حمایتی،آموزشی کودک و خانواده ایلام
۱۳ -مرکز حمایت از کودک - سمنان
۱۴-  مرکز حمایتی-آموزشی کودک و خانواده اندیشه نیک - همدان
۱۵- انجمن جبهه نجات کودکان کرمانشاه
۱۶- سرای یاری کودکان امید (سیکا)
۱۷-کمیته کودکان بنیاد مهر همدان
۱۸-نام موسسه ی نیکوکاری سرمد

۱۹-انجمن دوستداران حقوق کودک ـ تبریز