۱۳۹۶ خرداد ۳, چهارشنبه

دیدار جمعی از اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران با خانواده اسماعیل عبدی.

video



جمعی از اعضای کمیته پیگیری:
 ما خواهان ازادی بی قید وشرط اقای عبدی هستیم .
چهارشنبه سوم خردادماه جاری در بیست و پنجمین روز اعتصاب غذای اقای اسماعیل عبدی جمعی از اعضای کمیته پیگیری برای تشکلهای ازاد کارگری    به دیدار همسر وفرزندان این فعال صنفی رفتند ٬
در این دیدار بهنام ابراهیم زاده فعال کارگر و وکوک وعضو شورای نمایندگان در کمیته پیگیری طی صحبت های در جمع خانواده اقای عبدی واعضای کمیته پیگیری  ضمن محکوم کردن دستگاه قضایی مبنی بر بی توچهی  برخواستهای صنفی اسماعیل عبدی که هیچ گونه مثال امنیتی یا خلاف قانونی انجام نداده   خواستارا آزادی بی قیدوشرط اقای عبدی شدند بهنام ابراهیم زاده در ادامه تاکید کرد که  حق او آزادی است از روز شروع اعصاب غذا این معلم شریف 25 روز میگذرد و خبرهای نگران کنده به گوش میرسد مبنی بر اینکه حال عمومی اسماعیل عبدی روبه وخامت هست و دچار بیماری های  از قبیل آفت فشار و غلظت خون و نارسائی کلیوی شده است مسوولان قضایی تا الان هیچ جوابی به خواستهای بر حق این معلم عزیز نداده اند   بهنام ابراهیم زاده در بخشی از صحبت های خود خطاب به دستگاه قضایی و امنیتی تاکید کرده که آقا اسماعیل عبدی  جرمی مرتکب نشده ایشان نه اختلاس کرده نه دزدی تنها خواسته ایشان یک زندگی انسانی برای همه زحمتکشان هست و این یک خواسته صنفی بوده و ما فعالین کارگری از اعضای کمیته پیگیری  حمایت خود را از اسماعیل عبدی اعلام میداریم و خواهان آزادی بی قیدوشرط او هستیم ٬٬
جای معلم زندان نیست
جای او در کلاس درس هست

بهنام ابراهیم زاده و اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران در حمایت از اسماعیل عبدی معلم زندان
به امید آزادی همه زندانیان
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

3 خرداد 1396


https://www.youtube.com/watch?v=JJN0mgkgliE

۱۳۹۶ خرداد ۲, سه‌شنبه

آزادی بهنام عزیز عضو شورای تمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری و فعال حمایت از کودکان کار و خیابان را به کارگران و عموم جنبش های پیشرو تبریک می گوییم

 روزجهانی کارگر بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال کارگری وکودک عضوکمیته پیگیری تشکلهای کارگری وجمعیت دفاع از کودکان کار وخیابان بعداز تحمل هفت ونیم سال حبس از زندن ازاد شد ..با ازادی این فعال کارگری جمعی از فعالین مدنی وکارگری وسیاسی با بهنام ابراهیم زاده در تهران دیدن کردند روز دوشنبه هیجدهم اردیبهشت ماه بهنام برای دیدار با خانواده اش از جمله پدر ومادرش ومردم منطقه خصوصا دوستان واشنایان راهی کوردستان شهرستان اشنویه محل زادگاهش شد که با استقبال گسترده مردم منطقه روبرو شد خبرهای دریافتی حاکی از ان است مردم منطقه در شهرستان اشنویه گروه گروه به دیدن این فعال کارگری وکودک رفته اند وتا تنظیم این خبر همچنان ادامه دارد فعالین کارگری ومدنی وگروههای کوهنوردی پیشرو٬ سپی ریز ٬باران وتعدادی از اعضای کمیته هماهنگی طی این چند روز در شهرستان اشنویه با زندانی تازه ازاد شده دیدار کردند ومقاومت وپایداری وی را ستودند وارج نهادند










۱۳۹۶ خرداد ۱, دوشنبه

گزارش سعید یوزی به تشکل ها مستقل کارگری و فعالین پیشرو






چرا، مرا دستگیر، زندانی و محاکمه کردند!!!
پلیس  سیاسی طبق سابقه ی تاریخی ش، نسبت به هر چیزی  حساس و تا حد کنکاش و دخالت در خصوصی ترین روابط  محفلی و خانوادگی را جز وظایف خود تعریف می کند. پیش پا افتاده ترین  بحث و تبادل را از طریق  شنود و کاشتن افراد در روابط  فردی و اجتماعی ،را به عنوان جرم  سیاسی قلمداد می کنند. شرایط و اعمال پیچیده ی تعقیب و مراقبتی که برای دستگیری من در چهار  شهر در استانهای تهران ،البرز ،کرمانشاه و کردستان به کار برده بودند، و پس از دستگیری خودشان  برام تعریف کردند ، به خود شک کردم و ترسیدم، شاید کار مهم و خلاف  بزرگی ،علیه  امنیت  انجام داده ام. اما براستی   طی روند باز جویی  متوجه شدم که  اصلا  اگر  تلفنی  با من تماس می گرفتند، دیگر نیازی به این همه  تلاش  اداره اطلاعات  و این همه هزینه و پرداخت حقوق و وقت گذاشتن نبود، نمی دانم چرا دوست دارند بی خودی موضوع را بزرگ جلوه بدهند و این همه مثلا" بیت المال را حرام کنند. تردد به عراق ، دنبال  روابط  کاری و  مسئله ی انجمن کارگران مهاجر ، همچنین  فعالیت در  انجمنهایی  صنفی. قانونی و غیر دولتی شهر های غرب ،از جمله  کامیاران سنندج ،مریوان ،دیواندره ،سقز وسایر ،مجموعه ی از اتهاماتی بودند ،که  به نام جاسوسی ، اقدام علیه امنیت و تبلیغات  سیاسی علیه  نظام  در کیفر خواست، تنظیم شده بود. نحوه ی دست گیری ،خیلی. پیچیده و برام غیر قابل باور  بود. مدت  پنج روز در اداره اطلاعات سنندج بودم.  بعد  از بازجویی   فشرده و تکراری ،تحویل زندان مرکزی دادند. مدت سی و چند روز هم ،طی سه بار مرا به دادگاه انقلاب شعبه چهار باز پرسی جهت تفهیم اتهام بردند، برایم تعیین وثیقه صد میلیونی کردند، من شدیدا" با چنین ظلمی مخالفت کردم، و آنها مرا روانه   زندان کردند،  در نهایت بعد از  حدود ده روز جهت محاکمه  به دادگاه فرا خواندند. دادگاه علنی بوده و مانعی برای حضور خانواده وجود نداشت. بعد از قرائت کیفر خواست، خواستند که، دفاع  کنم.  ضمن  اینکه کلیه ی اتهامات وارده را قبول نداشتم و در بازجوییهای اداره ی اطلاعات  هیچ موردی از آنها  را نپذیرفته بودم. در دفاعیه ی جامع و  شفاف اعلام کردم هر گونه فعالیت صنفی و اجتماعی باید آزاد باشد و هیچ کدام از فعالیت های صنفی و اجتماعی نباید به عنوان اقدام علیه امنیت  قلمداد شود. و تمام مسائل و مشکلات کارگران و خانواده های آنان را تشریح و بیکاری بیش از ده میلیون کارگر و پائین بودن سطح دست مزد ها را، بانی  تمام  مشاغل کاذب، مانند، سرقتهای مسلحانه،  قتلهای  وسیع ، گسترش  خرید وفروش  مواد مخدر، اعتیاد و همچنین  بالارفتن آمار خشونت و خود کشی و خود سوزی، تن فروشی  به شکل سازمان  یافته ، کودکان و کار و خیابان، فروش و کرایه دادن کودکان و نوزادان ، فروش و کرایه دادن اعضای بدن ، کول بری و دیگر مسائل  اعلام کرده و از حقوق خود و دیگر هم طبقه هایم دفاع کردم.  بر مبنای  آن دفاعیه که در حکم رای صادره  در شعبه ی یک دادگاه انقلاب ، تبرئه شدیم.

بهیم گفتند تا روزی  بر قراری دادگاه که برایت کیفر خواست تنظیم می شود،  باید سند جهت وثیقه بگذاری.
به قاضی پاسخ دادم: هیچ اعتبار مالی ندارم،  قاضی با تعجب و نگاه غضبناکی پرسید: با این همه پر حرفی طی این همه سال چکار کردی..؟ ملک و ثروتی  نداری..؟!
گفتم: آقای قاضی من کارگرم از کجا بیارم،  با این دستمزدهای کلان کارگری که به ما کارگران می دهید؟ یا با امنیت شغلی و کار مستمر به ما دادید؟ یا به اعتبار وبه امید شرایط و امکانات و تسهیلات و ایمنی محیطهای کار برایمان مهیا کردید؟  امروز ما گرفتار و مشغول  دست و پنجه نرم کردن با موج اخراج  سازیهای  میلیونی، و شرایط  طاقت فرسای  دوازده و شانزده ساعت کاری هستیم که شما ها لطف کرده، ما کارگران را گرفتار کردید ، و البته اگر از لطف و مرحمت شما کاری پیدا شود، با 12 تا 16 ساعت آن هم تازه با عدم پرداخت همان چندر قاز تا بیش از یک سال، حالا شما لطفا" بفرمائید با این شرایط  ثروت مورد نظر شما جمع میشود....؟
ناخودآگاه دور برداشتم ودر دفاع از واقعیتهای زندگی کارگریم برای خودم هم کنترل نشدم ودر همین حال قاضی هم در سکوت کامل خیره شده بود،و منتظر وقفه ای برای بیرون کردن من از جلسه دادگاه....
و بالاخره پس از فورجه ای که ایجاد شد بهم گفت:  تا وثیقه نزاری بیرون نمی روی. بعد به ماموران دستور داد؛ ببرینش بیرون.  قبل از دست بند زدن اجازه خواستم و به ش گفتم: آخه من تنها جز نیروی کارم در زندگیم هیچ انباشتی ندارم،  تنها سر مایه ام همین نیروی کارم هست که به مرور زمان مستهلک شده و دیگه خریداری هم نداره،  مگه دوباره جوان شوم....
از دفتر بیدادگاه بیرون اومدم و راهی زندان شدم، و این بار با صراحت  تمام گفتم: بیرون نخواهم رفت،  زندان امن تر از محیط کاره...
با خودم گفتم: امروز تمام ثروت و سرمایه دست مالک است و تجار و کاسب حبیب خدا و صاحب کاره-
اما من نیز صاحب این افتخارم که دارای نیروی خلاقه کارم-
در تولید و خلق ثروت جامعه تاثیر گذارم
به همین خاطر نه کاسب شدم نه تاجر و نه پیمانکارم
تا یک ماه مشغول شش ماه بیکارم
هرچند برای نان شب محتاج نیروی کارم
در تمام زندگی خوشبختی انسان است شعارم
این است تنها افتخارم
خالق تمامی ثروتهای جامعه منم، با وصف خصلت اجتماعیم انسان دوستم گر چه چهره ام در معدن،  صنعت و باغ و مزارع تبدیل به کالا شده، به گفته مارکس: جوهره ی تمام زیبایی های من کارگر نقش بر الماس و طلاست. دگر وگوهر میبارد از دستم،  میدرخشد از نقشم خورشید و جاودانگی.  بهره ی کارم به یغما میرود،  استثمارم میکند دیو سرمایه،  محتاج نان روز میشوم به دلیل از خود بیگانگی...
بگذار بهم بخندند قماش محتکر و انگل و بهره کشان که به گمان آنان چون مال و ثروت ندارم، از سر ندانم کاری است..... اما این همان نگین و نگار زندگی است، که علیه بورژوازی زالو صفتان  داریم.  در دنیایی که دست بردن برای نقد و تغییر و شرکت همگان در تولید و سازندگی، زندان و شکنجه و اعدام دارد، قشر بازاری، پادوهای خورده  بورژوا  و انگل و بیکاره از طلا فروش تا پیمانکار و ول گردان مخبر جیره خوار و دلال خود را صاحب ارزش کالای خلق شده ی کارگر میدانند!
بگذار بورژوازی و همه اقشار  جیره خوارش،  بازاری و دلال اش بر خود زوزه بکشند.
طبقه کارگر و مزد بگیران  با اتحاد وه مبستگی  طبقاتی خود دنیایی انسانی بر پا خواهند کرد........
زنده باد انقلاب....
زنده باد انسانیت.....
سعید یوزی  26 اردیبهشت 1396
عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

عضو انجمن صنفی کارگران و استاد کاران ساختمانی شهرستان کامیاران

جلسه قدم اول موضوع بحث “امپریالیسم و رابطه ان با سرمایه دار” قسمت اول

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

ششمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول روز یکشنبه ۱۱ جون ۲۰۱۷ برگزار خواهد شد.

ششمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول روز یکشنبه ۱۱ جون ۲۰۱۷ برگزار خواهد شد.


موضوع جلسه ششم عبارت است از : ” انقلابی که دنیا را تکان داد ” این موضوع مربوط است به صدمین سالگرد پیروزی انقلات اکتبر که در جلسه تلاش خواهیم کرد از درسهای و تجربیان ان و متد و روش رفقای بلشویک و دلایل پیروزی و اثرات آن در جهان بگوییم ، جلسه در تاریخ ۱۱ جون ۲۰۱۷ روز یکشنبه ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت تورنتو برگزار خواهد شد
مشخصات اطاق در افیش موجو در این صفحه قرار دارد .




موضوع جلسه پنجم پالتالکی جمه قدم اول :"سلاح طبقه کارگر در پیش برد امر انقلاب چیست؟ "



موضوع جلسه پنجم پالتالکی جمه قدم اول :"سلاح طبقه کارگر در پیش برد امر انقلاب چیست؟ "







پنجمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول با موضوع "سلاح طبقه کارگر در پیش برد امر انقلاب چیست؟" در تاریخ 7 می 2017 برگزار شد ارایه دهنده بحث محمد اشرفی بود و تعدادی دیگر از رفقا بحث را گسترش دادند . موضوع بحث جلسه ششم که در تاریخ 11 جون 2017 روز یکشنبه برگزار خواهد شد عبارت است از : " انقلابی که دنیا را تکان داد" این بحث مربوط به انقلاب اکتبر است که اکنون درصدمین سال آن هستم

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۹, سه‌شنبه

این شعر را تقدیم به رفیق فرزاد کمانگر و رزمندگان کمونیست می کنم.







کمان او ،ابروی کمان ش بود.


فرزاد،
همزاد ما بود،
فرزاد کمان گر،
کمانگیر بود.
او با قامت سترگ
پا در رکاب ،خان علی و صمد بود.
کمان گیری که یک بار دیگر بر خواست،
تیر او نه در هوا و فضا، پرواز کرد،
نه بر تنه ی درخت گردوی نشست،
بلکه در وادی شور و عشق و رزم،
هنوز در پرواز است.
یک به یک،
دو به دو،  ... ،
بر هر دلی که پی رهایست،  می نشیند،
بذر رزمی می نشاند،
سپس ،
باز به سوی دلهای دیگر،
پر می گشاید.
***
کمانگیر رزم ما این بار،
از میان معلمان ،
فرزاد کمان گر بود،
چون کمان گیری دیگر برخواست،
جان خود در تیر کرد،
شور و عشق رزمند گی را،
مشعل راه هزاران،
رزمنده ی شبگیر کرد.
هزاران لاله عاشق لبریز از سرخی رزم را،
بذر راه رفاقت خویش کرد.
آنگاه با شور و عشق، جان خود در تیر کرد.
جان خود را پر پرواز تیر کرد .
تیر را رها، به سوی جغد شوم پیر کرد.
***
کمان او ،
ابروی، کمان ش بود.
تیر او،
سخن شیرینش بود.
تیری که هنوز در پرواز است.
مشغول شکار دلهای عاشق رزم است.
تیر او که ،
سخن شیرینش بود.
سخنی که بر خواسته از درونش بود.
***
افق را کران تا کران ،
با چشم رزمندگان  ،
نگاه کن،
خون فرزاد است،
 که با پری از جان فرزاد ،
در پرواز است،
با قلب هر رزمنده ی آزادی، همراه است.
با انگشتان هر نوازنده شور و عشق، هم ساز است.
مرکب قلم شاعر انقلابی ، خون فرزاد است.
با پچ پچ درد آلود کودکان کار و خیابان ، همراز است.
...
آنچه ، در دستان هر کمونیستی ، سلاح بران است.
خون رفقای، چون فرزاد است.
***
آری ،
این تیری که با پری از جان فرزاد در پرواز است ،
این پرچم سرخ لاله گونی که در اهتزاز است ،
خون سرخ فرزاد، که،
اکنون پرچم ما ،
در میان و بر فراز توفان رزم، رقصان است.
شعله های رقص ش،
 بر بلندای میدان نبرد رهای انسان،
رهنمای  به  سوی ،
سوسیالیسم است.
این تیر سرخ که با پری از جان فرزاد در پرواز است ،
پرچم سرخ ماست ،
در میدان رزم بی وقفه،
 در اهتزاز است.

محمد اشرفی

19 اردیبهشت 1396

انتخابات 1396 جمهوری اسلامی و موضع کارگری ( تحریم)


انتخابات 1396 جمهوری اسلامی و موضع کارگری ( تحریم)

این صحبت ها در مراسمی انجام شده است که 6 می 2017 به مناسبت اول ماه می در تورنتو برگزار شده بود ، در رابطه با تحریم انتخابات از موضع کارگری و دلایل آن و همچنین در رابطه با انفجار معدن یورت و رسالت روز جهانی کارگر و وظایف انقلابیون در جهت همبستگی طبقاتی داخلی و جهانی کارگران می باشد

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه

عامل انفجار در معدن زغال سنگ یورت جمهوری اسلامی است!!!

ضمن اعلام همدردی، به طبقه کارگر و خانواده معدن چیان کشته شده ،تسلیت می گوییم!

عامل  انفجار در معدن زغال سنگ یورت جمهوری اسلامی است!!!

سرنگون باد حکومت اسلامی سرمایه داری



سران و مدیران و عوامل جمهوری اسلامی 38 سال است ثروت و داری های مردم ایران را غارت می کنند، 38 سال است مردم را با اشکال مختلف سرکوب و قتل عام می کند، این حکومت  اسلامی در دهه شصت با دامن زدن و ادامه جنگ سرمایه های ایران را هدر داد و در جنگ جوانان را به کشتن داد و به بهانه جنگ  انقلابیون را گروه  گروه  قتل عام کرد، و از روز اول بر قراری اش شروع به قتل عام در زندان ها و شهرها و روستاها و خانه به خانه کرد، زمانی با نقشه های خصوصی سازی باعث تحمیل هر چه بیشتر فقر در شهر ها و روستا ها شد ، با تحمیل خصوصی سازی ، آزاد سازی اقتصاد از یک طرف با رانت خواری،  دزدی و اختلاس صنایع و موسسات را بین خود تقسیم کردند و از طرف دیگر باعث افزایش روز افزون فقر ، اعتیاد ، بیکاری و فحشا ، کودکان کار و خیابان، اخراج های گسترده و تعطیلی شتابان کارخانجات شدند، با خصوصی سازی آموزش و پرورش و آموزش عالی باعث باز ماندن کودکان و جوانان از تحصیل شدند، با خصوصی کردن بهداشت و درمان و کاهش بیمه ها باعث افزایش هر روزه بیماری در میان مردم شدند ، با قطع درختان و نابودی جنگل ها برای ساخت ویلا باعث تبدیل شدن باران به سیلاب شدند ، با سوء استفاده از آبهای سطحی و زیر زمینی باعث خشک شدن دریاچه ها و رود خانه ها و باعث ایجاد ریز گرد ها شده مردم را به کشتن می دهند ، مدتهای مددی با وارد کردن مواد غذایی آلوده باعث ایجاد و گسترش بیماری های خاص گردیدند، با ایجاد مناطق آزاد اقتصادی و با تغییرات مداوم قانون کار علیه کارگران و با تصویب قوانین جدید ضد کارگری  و با واردات کالاهای که در ایران وجود دارند، هر روز بیشتر باعث بیکاری و فلاکت اقتصادی و ورشکستگی صنایع شدند و مدتی نیز با طرح انرژی هسته ضمن هدر دادن ثروت مردم و دزدی و اختلاس های هزاران میلیاردی و شکست طرح فوق کشور را به نابودی کشاندند، که اکنون طبقه کارگر مجبور است فشار های اقتصادی همه تخلفات حکومت اسلامی سرمایه داری  را بر دوش بکشد،
حکومت اسلامی در دهه شصت تشکل ها ، سازمانها و احزاب و شوراها و مردم را قتل عام کرد ، روزی قیام مردم اکبر آباد و جاده ساوه را به خاک و خون  کشید ، روزی قیام 88 را سرکوب و کشتار می کند و روزی کارگران خاتون آباد را به گلوله می بندد ، روزی باعث خروج قطار از ریل و روز دیگر باعث فرو ریزی ساختمان پلا سکو می شود، روزی با ایجاد بیکاری مردم را وادار به کولبری و یخ زدن زیر برف می کند و امروز باعث انفجار در معدن زغال سنگ یورت می شود، چرا که به جای بر قرار ایمنی و هزینه کردن برای بر قراری ایمنی در کار بودجه ایمنی را اختلاس کرده اند و به جای برنامه ریزی و تامین ایمنی کارگران و محل کار  آنها، مشغول برنامه ریزی فریب کاری با انتخابات نمایشی و افزایش اختلاس ها هستند.
 دزدی ها ، اختلاس ها و رشوه خواری های حکومت اسلامی باعث گردیده هزاران کارخانه و کارگاه مانند  تراکتور سازی ، هپکو ، چینی سازی ، صد ها کارخانه نساجی تعطیل شوند، یا رو به تعطیلی باشند ، این حکومت ضد کارگری به جای اینکه سرمایه و ثروت این کشور را برای نو سازی صنایع و به جای هزینه کردن برای ایجاد ایمنی کار در کارخانجات و در معادن ، به جای هزینه کردن برای جلو گیری از تعطیلی موسسات تولیدی و جلو گیری از بیکار شدن ، و به جای ایجاد شغل ، پول و ثروت این مردم را هزینه نمایش انتخابات و هزینه آقا زاده های پورشه سوار و اختلاس های هزاران میلیاردی می کند.
 آیا عملکرد 38 ساله حکومت اسلامی سرمایه داری  ثابت نمیکند که تمامی حوادثی مانند انفجار معدن یورت ، فرو ریزی پلاسکو ، تعطیلی تراکتور سازی ، و ... بحران های هپکو و برده داری در عسلویه و ... حاصل وجود این حکومت است؟ کارگران و مردم ایران :  تنها راه نجات از تمامی مشکلات و حوادث و فلاکت های اقتصادی و اجتماعی سرنگونی جمهوری اسلامی است، تا زمانی که جمهوری اسلامی بر قرار باشد مردم ایران روز خوش نخواهند داشت.
کارگران ، معلمان ، دانشجویان ، زنان و جوانان ... :
برای نجات خود و کل مردم ایران از هر طریقی و هر روزنه ممکن که می شود به حکومت جمهوری اسلامی باید ضربه زد ، باید انقلابیون و کارگران پیشرو در تشکل های مختلف متشکل شوند ، این نظام کاملا" پوسیده است، ولی تنها از طریق تشکیلات منظم و آهنین می شود این حکومت فاشیستی اسلامی را نابود کرد. تنها چاره ما وحدت و تشکیلات است.
عامل کشته شدن معدنچیات یورت حکومت جمهوری اسلامی است .
سر نگون باد جمهوری اسلامی
بر قرار باد حکومت کارگری
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

13/2/1396

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۰, یکشنبه

این فریادها بی صدانیست!!!

این شعر به مناسبت روز اول ماه می 1396 به کارگران، معلمان ، دانشجویان ، پرستاران ، بازنشستگان و جوانان انقلابی ، که با رزم خود طی سالهای پیش بخصوص سال 1395 که 7400 اعتراض و اعتصاب را پیش بردند و جمهوری اسلامی سرمایه داری را به وحشت انداخته اند، تقدیم می شود
                    (1)
این فریادها  بی صدانیست!!!

فریاد میزنم ،
با هم فریاد می زنیم،
ما می خواهیم، در :
اجتماع ،اقتصاد، سیاست
عدالت ، برابری ، آزادی ،
حکومت کارگری!!!
تنها راه نجات
سوسیالیسم است،
زنده باد سوسیالیسم!!!
***
امروز:
سرمایه داری حاکم است،
کارخانه ها را اسلامی کردند!
کارخانه ها را بسته اند،
بودجه اش را اختلاس کرده اند،
از دفتر مرکزی گفتند :
" سلام برادر،
کار تمام شده،
 تو"
" اخراجی"
بیکار شدی!
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

سر چهار راه ،
 در پیاده رو،
دستفروشی می کنی،
این بار ،
به شهرداری اسلامی شده ،
بی سیم می زنند ،
این بار ،
گروه ضربت،
سینه چاک سرمایه و اختلاس،
معابر را سامان می دهند،
با لباس تیره و یک دست ،
از شهرداری امده اند،
به تو می گویند :
سد معبر کرده ای،
شهر را زشت کرده ای،
بساطت را غارت می کنند،
و خودت را سیر، کتک می زنند،
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

کلیه ات را می فروشی،
کودکی را ،
که هنوز متولد نشده، می فروشی،
رحم ات ،
وکودک دو تا 10 ساله ات را ،
اجاره می دهی،
سپس خودت را می فروشی،
تا ، شاید،
" معاش زندگی را تهیه کنی"
راستی !
کدام زندگی؟!
اما ،
 در حکومت اسلامی ، مساوی اختلاس،
در سرزمین ،
الله ، امام و نایب بر حقش،
معاش زندگی آنقدر گزاف است،
 که تو نمی توانی ،
با فروش ، هر انچه که داری،
یا با اجاره ، و
فروش کلیه،
نوزاد، فرزند و خودت،
 چرخ آن را،
 بچرخانی،
روزی هزار بار می میری،
اما هنوز می ترسی قیام کنی،
آماده ای ، همه چیزی را بفروشی،
در خیابانها ،
حاشیه، شهر ها و اتوبانها،
 در گورستانها آواره شوی،
کارتون خواب و گور خواب شوی،
حلق آویز و خود سوزی کنی،
اما ،
هنوز حاضر نیستی قیام کنی،
چرا؟
...
از مرگ،
 گور خوابی و اوارگی ،
جزء  نیستی،
چه  داری ؟
که با،
قیام نخواهی داشت؟
وقتی از مرگ نمی هراسی،
به قیام  باندیش؟
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

خدا پرستان می گویند :
"این مشعیت الهی ست،
راضی باش به رضای خدا"
وقتی تو،
 راضی به رضای خدا هستی،
وقتی تو،
 در مقابل مشعیت الهی ،
به جای گردنکشی ،
سر تعظیم فرود می اوری،
خدا پرستان،
دستمزد تو را معوق می کنند،
تو را اخراج و بیکار می کنند،
کودکانت را خیابانی،
زنان و دخترانت را برده جنسی ، 
با صیغه ای موقت،
 به حراج می گذارند ،
و یا به نام غنائم اسلامی ،
 در بازار های برده فروشی ،
کراچی،
دوبی،
شارجه و
فجیره ،
حراج می کنند،
و تو ،
هنوز راضی هستی،
 به رضای خدا،
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

برای اینکه ،
بیکار و گرسنه نباشی،
تن به کولبری می دهی،
از فرسنگ تا فرسنگ ،
چهار برابر وزن خود بار می بری،
در این کوهها پشت هر سنگی ،
کمین گاهیست برای کشتن تو،
سر بازان اسلام ناب محمدی،
آری اسلام،
تو بخوان : اسلام،  مساویست با اختلاس،
آری سر بازان ،
اختلاس و دزدی،
پشت هر سنگی ، در کمین نشسته اند،
تا با کشتن تو ،
سود سرمایه را حفظ کنند،
در گوشت زمزمه می کنند :
نگران خانواده نباش ،
تو آسوده بمیر،
اینجا سر زمین امام زمان ،
امام عادل است،
کودکان کوچک خیابانی شده ، به اجاره می روند،
زنان و دختران ، به صیغه موقت می روند.
تو آسوده بمیر،
با گلوله،
زیر یخ،
حلق اویز ،
خود سوزی با بنزین،
خود را پرت کن از پل هوایی،
زیر اوار ساختمان فرسوده بمان،
چنازه ات را به سیل بسپار،
در هوای الوده خفه شو،
از دکل برق پرتاب شو،
یا در معدن مخروبه ای مدفون می شوی،
در زیر مشت و لگد ،
سربازان گمنام جان می دهی،
و ...
آری تو ،
تو که نان آور خانه ای هستی ،
تو آسوده بمیر ،
ملایانی زنده اند، که
نامه ای استغاثه  آمیز ،
فرزندانت را برای امام زمان ،
به عربی ترجمه می کنند ،
تا در چاه جمکران ،
کرم ها و حشرات
روی خطوط جدول آماری شاخص تورم،
 بانک مرکزی ،
یا مرکز آمار ،
یا دیگر آمارهای دروغین،
دهها بار رو به نزول گرد شده،
بالا و پایین رفته ،
بخوانند و از خنده ریسه روند ،
غش کرده و بمیرند،
چرا که آرزوهای ما در حکومت اسلامی سرمایه ،
به قوی ترین حشره کش تبدیل شده ،
برای حکومت اسلامی ،
برای حکومت اختلاس فرقی ندارد ،
انسان می میرد یا حشره،
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

شغل ات را گرفتند،
هر امکانی را از توسلب کردند،
آسایش ات را اختلاس کردند،
و ...
اگر با صد زرنگی ،
هنوز با گلوله شلیک شده ،
سربازان اسلام کشته نشدی ،
تراژدی هنوز پایان نیافته،
آسمان ،
این جولانگاه خداوند بخشنده و مهربان ،
دامی بس سرد و دهشت ناکتری،
گسترده است،
زیر برف یخ می زنی ،
این بار ،
با جانت اختلاس می کنند،
آری با جانت اختلاس ،
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

آب،
هوا،
 و غذا را آلوده اند،
سلامتی را اختلاس کردند،
تو هر روزبه جای مزد کار ،
سرطان می گیری،
مدرسه و دانشگاه را،
 خصوصی کردند ،
علم و  دانش ، اگاهی را،
 اختلاس کردند،
همه چیز زندگی را اسلامی ،
اختلاس کردند،
خوب می فهمی، اسلامی یعنی چی؟
اینجا زندگی اسلامی است ،
با زندگی کاری کردند که ،
مرگ زیباتر از زندگی است ،
اینجا زندگی اسلامی است،
از این رو ست که تو،
خود را حلق آویزی می کنی ،
راستی ،
 هراسی از مرگ نداری؟
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

یادت هست؟
امام بزرگ نهیب زد :
همه چیز را اسلامی می کنیم ،
همه شما را اسلامی می کنیم ،
...
به یاد داری؟
امروز تو با هر چیزی روبرو می شوی،
 اسلامی است،
با هر چیزی روبروی می شوی،
 اختلاسی شده است ،
زیر آوار ساختمان اسلامی شده ،
که امنیتش را اختلاس کردند ،
می مانی،
زیر برف و یخ ،
زنده بگور می شوی ،
شغل ات را اسلامی کرده اند،
باران رحمت با اختلاس به سیل تبدیل شده،
هستی ات را با خود می برد،
با هر نفسی ،
ریز گرد ها و غبار و دود اسلامی شده را،
در ریه هایت پر می کنی،
و جان می کنی،
کودکی ات را دزدیده اند ،
کودکی خودت و کودکانت را اسلامی کردند،
بازی و مدرسه را از توسلب کردند ،
معیشت تو را اختلاس کردند،
بیکار شدی ،
حاشیه نشین
دستفروش و
کولبر شدی،
کارتون خواب ،
زن خیابانی،
کودک کار و خیابان ،
صیغه موقت شدی،
معتاد و گور خواب ،
مجرم و زندانی ،
محکوم به ابد و اعدام شدی ،
اکنون داری می میری،
اما هنوز ...
چرا ...؟
هنوز ،سکوت کردی!!!
هنوز در انتظار مجعزه ای از چاه هستی؟
چشم انتظار ناجی مانده ای؟
در انتظار کدامین ،
اسب سفید، راکب مرده ای ،
که لاشه اش را قرن ها پیش کرم ها تناول نکرده اند؟
در انتظار کدامین شال سبزی که،
کرم ها در درون جمجه ی خالیش که ،
از ازل پوک بود ،
از بی غذای نمرده باشند؟
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

م.اخگر
10/ 2/1396